حسين علوى مهر

323

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

5 . دلايلى كه دكتر ذهبى مطرح كرده است ، همهء آنها براى ردّ و ابطال استخراج تمام علوم از قرآن است كه در جاى خود صحيح است ، اما اين مطلب با اثبات برخى از ديدگاه‌هاى علمى منافاتى ندارد ؛ زيرا : از جهت لغت و تغيير معانى الفاظ با گذشت زمان ، هيچ آسيبى به تفسير علمى در برخى از آيات نمىزند ، زيرا در صورتى يك نظريهء علمى پذيرفته مىشود كه با ظاهر الفاظ يا مفاهيم زمان نزول سازش داشته باشد . از شرايط معتبر تفسير ، مراجعه به كتاب‌هاى اصيل و منابع دست اوّل است تا معانى زمان نزول فهميده شود و مراجعه به كتاب‌هايى كه معانى ( عصرى ) را مطرح كرده است ، تفسير صحيح و معتبر نيست . اما از جهت بلاغت ، با پاسخ اول ، پاسخ اين جهت نيز روشن مىشود كه خداوند متعال از الفاظ قرآن ، آن معنائى كه در آينده پيدا خواهند شد ، اراده نكرده است ، بلكه از الفاظ و آيات قرآن ، همان معناى متداول و رايج ميان مردم اراده نموده است ولى خود الفاظ به گونه‌اى طراحى شده‌اند كه از فنون دقيق علمى « معانى و بيان » مانند انواع استعارات ، كنايه ، تشبيه و . . . برخوردارند تا قابل حمل بر معانى ديگرى كه معناى باطنى آنها است باشند و فهم معانى دقيق‌تر را بايد از راسخان علم جست و جو نمود . در نتيجه قرآن مطابق با زمان و فهم مردم زمان خود نازل شده است . و از جهت اعتقادات ، آنچه دكتر ذهبى بيان كرده است كه اگر قرآن بيان كنندهء ضوابط علوم مختلف باشد نسبت به اعتقادات خود بايد شك كنيم ، چرا كه فرضيات علمى در حال تغيير و كتاب دين ثابت و هميشگى است ، اين سخن معقول نيست ، چرا كه شبههء تعارض دين و علم را دربردارد و حال آن كه هيچ تعارضى بين علم و دين نيست ، اگر چه ما وجود همهء علوم را در قرآن نمىپذيريم ، امّا بايد پذيرفت كه متون دينى بايد پاسخگوى نيازهاى متغير بشر در زمان‌هاى مختلف باشند و گرنه دين اسلام ؛ مانند ساير اديان ، يك دين مرده خواهد بود كه نمىتواند پاسخگوى زمان‌هاى مختلف باشد و پاسخگويى قرآن به نيازهاى زمان ، نه تنها در اعتقادات ضعف ايجاد نخواهد كرد ، بلكه باعث تقويت باورهاى دينى نيز مىشود و نشان مىدهد كه قرآن همهء نيازهاى بشر - چه نيازهاى ثابت و چه نيازهاى متغير - را مورد توجه